آینده پژوهی

فاوریتو

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۰۰ ب.ظ

هوالعلیم

1.       مقدمه

شنبه

هجدهمین روز فروردین سال هزار و سیصد و نود و هفت

تهران

باران

باران باران و بازهم باران

باران یاد آورِ خاطرات، کودکی، عاشقانه ها

باز باران، با ترانه

زندگانی-خواه تیره-خواه روشن- هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا. (از سید مجدالدین میر فخرایی)

چیز عجیبی است باران، مردم لندن از آن افسردگی میگیرند و مردم سرزمین های خشک بی صبرانه و حتی ملتمسانه در نماز باران خواستار آن هستند.

"فاوُریتو[1]" ای را که ماه ها در ذهن خود آبستن بودم، امروز همچون باران هبوط کرد. فاوریتو در مسیر خود شناسی دچار استحاله میشود و از آنجا که نوشتن را دوست دارد و آن را نوعی خلق کردن میداند دست به نگارش میزند. سعی می کند مرزهای بین فضای واقعی و فضای مجازی را با خلق سرزمینی در قالب واقعیت مجازی[2] بردارد. خیال پردازی می کند و آن را از طریق واقعیت افزوده[3] به واقعیت (آنچه در جهان به صورت عینی دیده میشود) پیوند بزند. اما در این سراسر عجایب درون و بیرون، حقیقت (ذات هر چیز که غیر قابل تغییر است و بر خلاف واقعیت با برهان های علمی قابل اثبات نیست) چیست؟

بازگشت به ذات، چیزی است در دوردست ها ، پس نگرش افراد به نوعی بر شناختشان در مورد حقیقت تاثیر گذار خواهد بود. فاوریتو همزاده مردی از بیست و یکمین روز ماه دو پیکر هجری شمسی است. تقابل بین عشق و نفرت، نور و ظلمت، بندگی و ارتقا (بندگی هدف اصلی خلقت در جریان های ابراهیمی و ارتقا مقام، رتبه، طبقه، لِوِل- هدف اصلی در جریان های فراماسونی است) و تعامل بین انسان هایی از برون مرز های ایران در درون ایران بدین منظور که آنقدر دروغ ها تکرار، تا به یک واقعیت تبدیل شود. (مفهومی از پروپاگاندا)

1.1       بخش[4]

فَسَخَّرنا لَهُ الرّیحَ تَجری بِاَمرِه

فاوریتو: یادم میاد که در کودکی خواب زیاد میدیدم چیزی که امروزه به ندرت برام اتفاق میفته، شایدم میفته و خودم خبری ازش ندارم. حالا میخواد برای خستگی زیاد باشه یا هر چیز و دلیل دیگه ای.

قضیه زمانی جالب میشه که ما نهایت تلاش خودمون رو انجام میدیم تا از رویا پردازی ها و خیال پردازی های کودکی خودمون فاصله بگیریم ولی همینکه بزرگ میشیم باز به دنبال تحقق و بازگشت به اون رویا ها و خیال پردازی های کودکانه هستیم.

یکی از خواب هایی که به کرّار میدیدم؛ دویدن و پرواز کردن بود. گاهی اوقات تو یک جمع از آشنایان یا غریبه ها برای اینکه متفاوت بودن خودمو بهشون نشون بدم برای یک لحظه بدنم رو سفت میکردم و این انقباض منجر به حذف گرانش زمین میشد و بعد با تکون دادن بال گونه دست هام (گاهی از بازو و گاهی از مچ دست) اوج میگرفتم.

یکی دیگه از روش های پروازم که کنترل کمتری روش داشتم دویدن بود. چنان با سرعت میدویدم که میتونستم به خاطر سرعت به وجود اومده پرش های بلند و پرواز طور داشته باشم. گاهی اوقات این پرواز ها در فضاهای باز و از بین درختان پاییزی انجام میشد و گاهی هم پرواز به بالای برج و باروهایی مشابهه قلعه(رخ) شطرنجی بود که داخل آن مملو از آب بود.

آنقدر این رویاها هیجان انگیز بود که وقت بازگشت از مدرسه راهنمایی نوبت عصر زمستان و هوای تاریک با چنان سرعتی خیابان ولیعصر را در حدفاصل طالقانی تا چهاراه ولیعصر میدویدم و می جهیدم؛ تا بلکه بتوانم بر نیروی جاذبه غلبه کنم و لختی را معلق در فضا باقی بمانم. ولی تنها چیزی که نصیبم میشد فرود های سخت بر روی آسفالت بود.

پ. ن:

حس فاوریتو میگوید تا چند ماه آینده یکی از بزرگان اسلام از دنیا رخت خواهد بست و تحولات شگرفی روی خواهد داد.



[1] Favorito

[2] Virtual Reality

[3] Augmented Reality

[4] episode


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۸
هامص300

نظرات  (۱)

سید مهدی طلاطبائی روحانی درس اخلاق تهران
غلامرضا حسنی بزرگ أباد(امام جمعه ارومیه) با شیرین زبانی خاصش
به لقا الله پیوستند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ