آینده پژوهی

خانه های حیاط دار

شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۵۷ ق.ظ



 

آینده خانه های حیاط دار چه میشود؟

سالها قبل حیاط ها، حیات داشت، رفت و آمد داشت و جنب و جوش، حیاط ها پر بود از ارتباط، ارتباط با پشت بام و زیر زمین و کوچه و ایوان، امروز که از طبقه آخر حیاط را میدیدم جز درختی خسته که سالها هرس نشده بود و کهنگی وافر در گوشه گوشه ی حیاط چیزی نمیدیدم. قسمتی کاملاً بی فایده که وجودش چندان ضرورتی ندارد.

ساخت و ساز، حیاط را با همه متعلقاتش، حوض آب و ارتباطاتش به ایوان و زیر زمین و پشت بام را گرفته و هر روز که پیش میرویم تتمه های آن را هم خواهد گرفت.

ارتباطات از بیرون به درون خواهد آمد. تلاش می شود که انسان شاد[1] بروز پیدا کند.

ارتباطات با مخفی کاری بیشتر همراه خواهد شد. اومانیسم[2]  یا نهضت فرهنگی که قرن ها قبل و طی رنسانس در اروپا شکل گرفت، چندین دهه است که در کشور و بالاخص شهر تهران با شب های زیبایش در حال رخ دادن است.

ساده ترین قواعد بازی هم نشان دهنده آن است که ما بر محیط و محیط بر ما اثر گذار است. مگر میشود معمار[3] بر معماری و استفاده کننده از آن تاثیر نداشته باشد. بچه تر که بودم آدم هایی بودن که "اوس بنّا" خطاب میشدند و کارهای جزئی از تعمیرات خانه را انجام می دادند و اما وقتی که کار به جاهای باریک می کشید خود اوس بنّا پیشنهاد می کرد که باید "معمار" بیاورید و این کار، کار من نیست.

چندین سال پیش مقاله ای تحت عنوان "حجاب و زیست جهان جنسی" را از اکبر جباری میخواندم. [i] سخن از جوامعی بود که در آن غریزه جنسی یا همان سکس، موضوع اصلی خود را که در حیطه روابط انسانی بود از دست داده و خود را در حیطه های دیگر چون معماری و صنعت و ورزش و هنر .. نمایان می کند و بالطبع اینها بر آنها و آنها بر اینها تاثیر می گذارند.

در این ماهیت سکشوال سایه برج های جدید بر خانه های سنتی، نماد های مردانه چون برج میلاد و نماد های زنانه چون تونل های کردستان و توحید و رسالت  عفت را از جامعه می گیرد.

معماری برای انسان جای خود را به انسان برای معماری داده و به یاد دارم که جناب آقای اکبر جباری مواخذه شد. حال آنکه به وضوح چنین قضیه ای در فراماسون وهابی حاشیه کعبه ی عربستان نیز مشاهده می شود.

باز هم یاد سالهای کودکی می افتم که مردم از بیان ثروت و دارایی خود ابا داشتند و تا حد ممکن آنرا مخفی می کردند، ولی اکنون آقا زادگان و بچه پولدار های شهر چنان در عرصه نمایش می تازند که رهرویی به گرد پایشان نمی رسد و رهروان پیش رو زیر پایشان له می گردند.

خیابان های بالای شهر شاید از طالقانی به بالا بود و محلات بالای این خیابان مختص به افراد با درآمد های خوب بود. چهارره کالج محفل رجّاله های هم جنس باز و تخت طاووس محفل لکّاته ها بود. امروزه معماران آنقدر ساختند که محافلشان را تخریب کردند. و همچون موش هایی ناقل این طاعون شدند. همچون موش های خیابان طویل  و مشجر به چنار خاورمیانه همیشه به دنبال مخفی شدن از این معماری لخت اند تا زندگی هوس بازانه خود را به دور از چشم گربه های چاپلوس مسلک و تن پروری که از زباله ها می خورند، ادامه دهند.

و آن خیابان طالقانی حالا فکر کنم خیلی بالاتر رفته و همینطور هم در حال بالاتر رفتن است.

احتمالاً ما نیز متهم میشویم  به اینکه کمبود های جنسی خود را در باور شهری مشاهده کردیم ولی واقعیت را خدا داند و کذّابین در تلاش خود چنان کوشا هستند که اتهام را به ما وارد کرده و خودمان و وکیل مان نیز هیچ نتواند کرد.

 

 



[1] Happy Human

[2] Humanism

[3] Architect



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۷
هامص300

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی